سدریک
سدریک

ابرشبانه عاشق آسمان بی ستاره است


سنگ بنا...

 

 
دلمان خوش است که می نويسيم ...
و ديگران ميخوانند و عده ای می گويند :
آه چه زيبا...
 و بعضی اشک می ريزند...
 و بعضی می خندند...
دلمان خوش است به لذت های کوتاه...
به دروغ هايی که از راست بودن قشنگترند...
به اينکه کسی برايمان دل بسوزاند يا کسی عاشقمان شود...!!
با شاخه گلی دل می بنديم...
و با جمله ای دل می کنيم...
دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزديک...
دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشيدن لذتی...
و وقتی چيزی مطابق ميل ما نبود...!!
 چقدر راحت لگد می زنيم !!!!
                                 و چه ساده می شکنیم همه چیز را...

 

(بازدید ),

|
 

(بازدید ),

|
 
التماس...

خدایا تو را قسم به برکت گندم زار

مرا در این سال به گونه ای بساز شکل بده و بتراش تا برای صلح بکوشم

هر کجا نفرت است عشق باشم هر کجا کینه است عفو باشم

هر کجا یاس است امید شوم و هر کجا غم است شاد شوم

(بازدید ),

|
 
خانه تکانی...

 

گاهی لازم است فکرمان را کف دستمان بگذاریم
کمی بتکانیمش و رهایش کنیم
سال نو در راه است و نو شدن دل می خواهد
سالها پیش وقتی سال نو میشد  بی دلیل دلم میگرفت
اما امسال بی شک دلیلش را میدانم هنوز داغدار عزیزانی هستم که لحظه تحویل سال نو کنارم نیستند...

(بازدید ),

|
 
باران...

دنبال بارانم

بی چتر و بی  آنچه که برای من است

 و اما نیست...

بیزارم

تو نیز باور مکن مهربانی را

(بازدید ),

|
 
خیال پایان...

امروز نگاهم افتاد به تقویم ، تقویمی که همیشه در عین سکوت بزرگترین حقیقت زندگی را فریاد میزند ... گذشت.
امروز ۱۳ اسفند بود،زمان دوری نیست خیلی نمی گذرد،انگار همین دیروز بود که نوروز را به هم شاد باش می گفتیم حالا سال به پایانش نزدیک می شود،چقدر زود میگذرد...
عمری که با ارزشترین سرمایه زندگی ماست.
به خیلی  از جاها تو زندگی نرسیده ام.ولی انگار روزها برای تموم کردن برگ های تقویم با هم مسابقه گذاشتند.
کاش زمان متوقف می شد ، فرصت می خواهم تا نفس تازه کنم
اما تیک تاک ساعت و هر طلوع و هر غروب که می گذرد
مثل سنگی که نقش ماه را در برکه بهم میزند این خیال را نابود می کند...

(بازدید ),

|
 
زوال...

من امشب گم شدم.
امشب در ذهن غریب آسمان روح اسیر شده ی خودم را می بینم.
انگار از همان نگاه اول سرنوشتی گنگ را برای من رغم زد.
احساس پنهانی قلبم گوش ناشنوای وجودم را کر کرده که شاید ذهن پر از پوچی من طالع ناخوشایند خودش را باور کند.
امشب که به ستاره ها خیره شدم فهمیدم خیلی وقت است که سعی می کنند به من بفهمانند که تنها خیالی بیش نبود
یک رویای شاید شیرین
شاید نباید این طور از خواب بیدار می شدم
چرا...
نباید بپرسم هرگز!!!!
ستاره ها باید به عشق بازی خود برسند...

(بازدید ),

|
 
کابوس

گاهی صدای نحیف کودک درونم را می شنوم دل مشغولی هایم نمی گذارد به حرفهایش گوش دهم با کمی نوازش به قول معروف برای مدتی دکش می کنم و می رود.
میان روزهایی که سپری میشوند به دنبال فرصتی می گردم که  شعر بخوانم و روح خسته و شکننده ام را کمی آرام کنم.
این روزها بیشتر خیال پردازی می کنم و اغلب با توهم هایم کنار نمی آیم و آخر سر با ذهنی آشفته به کابوس های شبانه ام پایان می دهم.
اما...

(بازدید ),

|
 


آن ها در بیداریشان به من می گویند"تو و دنیایی که در آن زندگی می کنی چیزی نیستید جز دانه شنی که بر ساحل دریایی بی کرانه افتاده اید.و من در رویایم به آن ها می گویم:"من آن دریای بی کرانه هستم.و همه ی جهان چیزی نیست جز دانه ای شن بر ساحل من."
SEDRIK.1992@yahoo.com

نیایش
سنگ صبور
کوچه ی خاطرات
تفکرات روزانه
سیاه مشق

 

SEDRIK

 

 

 

التماس...
خانه تکانی...
باران...
خیال پایان...
زوال...
کابوس

 

 

RSS 2.0

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

جدید ترین سایت عکس

زیباترین سایت ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی


ورود اعضا:

نظرتون درمورد وب من چیه؟

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 22
بازدید دیروز : 47
بازدید هفته : 124
بازدید ماه : 624
بازدید کل : 14509
تعداد مطالب : 203
تعداد نظرات : 10
تعداد آنلاین : 3




كد ماوس